در شهر خبری نيست، هست | |
شايعهشنيده ايم که می گويند :« در يکی از شب های برف بندان که خيلی باريده بود و اوضاع بحرانی شده بود نماينده ی آقای احمدی نژاد ديروقت و به صورت سرزده وارد شهر می شوند. در مسير، آقای متشخصی را می بينند که پشت فرمان لودر نشسته و راه را باز می کند. جلو رفته از او می پرسند که کيست. شوفر لودر پاسخ می دهد نماينده ی مردم شهر در مجلس شورای اسلامی هستم. بازرس ويژه ی رييس جمهور می گويند پس فرماندار و شهردار کجا هستند؟ و نماينده ی مردم جواب می دهد که آقای شهردار برف بام خانه اش را پارو می کند و فرماندار هم با به کار گرفتن يک لودر مشغول پاک سازی برف کوچه اش است، اگر باور نداريد خودتان برويد ببينيد و به کار خود در راستای راندن لودر ادامه می دهد. » نتيجه گيری اخلاقی : يک نفر آدم متشخص که اينقدر بی ادب نمی شود.نتيجه گيری فلسفی : ما که سالهاست تو اين شهر زندگی می کنيم راه خانه ی فرماندار را بلد نيستيم بعد آنوقت نماينده ی رييس جمهور چطور بايد تنهايی می رفت آنجا.نتيجه گيری فيزيکی : اخذ گواهينامه ی راندن لودر را به نماينده ی مردم شهر تبريک عرض می کنيم.نتيجه گيری سياسی : شايعه ی فوق فاقد نتيجه ی سياسی می باشد!نتيجه گيری ادبی : شما مشغول شايعه پراکنی تان باشيد ما عوام الناس، همه را باور می کنيم.
|
امروز: چهارشنبه 18 دي 1387 نظرات: 3 نوشته ها: 9 بازديد امروز: 4 بازديد ديروز: 3 کل بازديدها: 830 |
Powered By Anzali Blog